اولش که می خواستم این بازی رو شروع کنم ، می ترسیدم . برام سخته که بگم از چی می ترسیدم
اما حالا که تموم شد و جواب تک تک تونو خوندم خوشحالم که این بازی بر پا شد . از همگی تون خیلی خیلی ممنونم
یه داستان کوچولو تعریف میکنم و می رم سراغ جواب هایی که به سوال داده بودید .
شیخ رجب علی خیاط ، خیاط بود اما عارف بسیار بزرگواری هم بود .
یه شاگردی داشت به اسم عبدالکریم . عبد الکریم وظیفه ی اتو کردن لباسای دوخته شده رو به عهده داشت .
اتوهای اون موقع زغالی بود ، یه دری پشت اتو بود که اون در رو باز می کردن و توش زغال داغ می ریختند . این اتوها یه سوراخ خیلی کوچولو به اندازه ی یه ماش هم داشتند . برای این بود که وقتی ذغالا سرد می شد از توی این سوارخ فوتشون می کردند تا سرخ بشن و دوباره اتو می کردند .
اتو می زدند فوت می کردند ، اتو می زدند فوت می کردند ...
رجب علی خیاط به شاگردش می گه : عبدالکریم بلدی چه جوری فوت کنی ؟
عبدالکریم می گه : آره ، بلدم اوسا !
اوسا می گه : بلد نیستی .
شاگرد می گه : بلدم اوسا !!! لبامو غنچه می کنم فوت می کنم ...
اوسا می گه : بلد نییییییییییییستی ، گوش کن یادددددددددددددت بدم .
لباتو غنچه می کنی ....... برای خدا فوت می کنی . برای خدا .... .
تو که می خوای فوت کنی واسه خدا فوت کن . بگو خدایا این زغالا گداخته بشه من لباسای بنده هاتو بهتر اتو بزنم .
ما هر کار خوبی بکنیم بهمون مزد می دن ،
وقتی غذا می خوریم ، کار خوبی می کنیم ، مزدش اینه که شکممون سیر میشه . وقتی بخوابیم کار خوبیه ، مزدش اینه که وقتی پا شدیم خستگیمون در می ره .
اما اگه هر کار خوبی رو برای خدا انجام بدیم هم مزد داره هم مقام . بخوابیم برای خدا مزدش اینه که خستگیمون در می ره ، مقامش اینه که خوابمون میشه عبادت .
تو که پرده های خونتو می شوری ، واسه ی خدا بشور ، بگو خدا زیبایی و تمیزی رو دوست داره .
تو که گلدون خونتو ، باغچه ی خونتو آب می دی ، برای خدا آب بده ، بگو خدا رشد و طراوت رو دوست داره .
تو که از صبح تا عصر سر کار می ری ، برای خدا برو ، بگو خدا فعالیت ، گره ای از کاری باز کردن ، پیشرفت رو دوست داره .
رجب علی خیاط به مردا می گفت شبا که می رین خونه ، خانومتونو برای خدا ببوسین !!! تو که می بوسی کیفشم می بری ، برای خدا ببوس ، مزدش اینه که کیف کردی ، مقامش اینه که تو نامه ی عملت می نویسن عبادت کردی ( قابل توجه متعهلین بازی )
اگه این ماه مضونی یاد بگیریم که " برای خدا فوت کنیم " فکر کنم دیگه بارمونو بسته باشیم .
و اما کامنت ها فکر کنم اگه از تو کامنت دونی پست قبل بخونید قشنگتر باشه :
جمعه 8 شهریور1387 ساعت: 9:40
توسط:M!na
سلام قبلا هم گفتم نماز تنها برای " عبادت " کردن نیست . یکی از کارهایی که با نماز خوندن انجام می دیم عبادت کردن ست . پس نمی شه به حکم اینکه می شه از راه های دیگه خداوند رو عبادت کنیم ، نماز نخونیم ...
یه چیزایی رو که تا الان فهمیدم می نویسم ،
جمعه 8 شهریور1387 ساعت: 9:41
توسط:M!na
چرا هر بار دوتا سجده می کنیم ؟
این سوال رو از حضرت علی (ع) پرسیدند ، جواب دادند :
بار اول که سر به سجده می ذاریم ، می گیم خدایا من هیچی نیستم ، من خاکم . سجده ی اول برای گرفتن تکبر از ماست ، پس داره به ما آموزش می ده منیت ممنوع ، تکبر ممنوع ، غرور ممنوع .)
سرمون رو از مهر بر می داریم ، می گیم خدایا تو به این خاک جان دادی ، هستی دادی شدم من .
دوباره سرمون رو می ذاریم رو مهر خاکی ، می گیم یه روزی می میریم ، برمی گردم به خاک .
دوباره سرمون رو از مهر بر می داریم ، می گیم خدایا من مردم که کار تموم نمی شه ، من دوباره زنده می شم ، قیامت ، حساب وکتاب ، سوال و جواب ...
وقتی سجده میکنیم ، ما روی شست پامون هستیم ، در این حات یه وضعیت ناپایدار و نا استوار داریم .
سجده ی اول ( وقتی که ما از خاک هستیم) ، ما رو شست پامونیم ، خدا می گه بنده ی من این دنیا ناپایداره ها .
سجده ی دوم ( وقتی دوباره به خاک بر می گردیم ) بازم رو شست پامونیم . خدا می گه فکر نکنی مردی همه چیز تموم شده ها ، اینم یه عالم ناپایداره . زود می گذره . روایت داریم زمان برای مرده ها خیلی سریع می گذره مثل عالم ما نیست .
روایت داریم بین دوتا سجده که نشستید بگید استغفرالله ربی و اتوب الیه . چرا ؟؟
یعنی اینکه خدایا از وقتی اومدم تو این دنیا ، تا وقتی که می میرم و بر می گردم تو خاک ، همه ی زندگیم خطا بوده ، ببخش منو ، عذر می خوام .
جمعه 8 شهریور1387 ساعت: 9:41
توسط:M!na
موج دیدین تا حالا ؟؟؟ موج می ایسته ، خم می شه ، فرو می ریزه و دوباره موج بعدی .
ما در نماز همین کار رو می کنیم ، می ایستیم ، در رکوع خم می شیم و در سجده فرو می ریزیم ، و در رکعت بعد بلند میشیم .
یکی از درسهای نماز اینه ، بنده ی من خیلی وقتا تو زندگی شکست می خوری ، خیلی وقتا فشار های زندگی خمت می کنه ، خیلی وقتا فرو می ریزی شکست می خوری ، نکنه زندگی رو ببازی ، به منِ خدا تکیه کن ، بلند شو . کجاش می گه به منِ خدا تکیه کن و بلند شو ؟؟؟
وقتی که سجده تموم شد می خوایم بلند شیم می گیم : بحول الله و قوته اقوم و اقعد یکی از درسای نماز اینه ، وقتی کم اوردی وقتی همه چیزتو از دست دادی ، فکر مثبت داشته باش اعتماد به نفس داشته باش ، به خدا تکیه بده بلند شو .
جمعه 8 شهریور1387 ساعت: 9:41
توسط:M!na
چرا در روز هفده رکعت نماز می خونیم ؟؟؟
بهشت هشت در داره و جهنم هفت در . ما در روز هشت رکعت نماز میخونیم و از خدا می خوایم که هشت در بهشت رو به روی ما باز کنه . از بعد از غروب هفت رکعت نماز می خونیم و از خدا می خوایم که هفت در جهنم رو به روی ما ببنده .
خوب تا الان شد پانزده رکعت ، دو رکعت دیگه چی ؟؟ زمانی که نماز صبح رو می خونیم ، دقیقا زمانی ست که در اون لحظه شب تموم می شه و وارد روز می شیم . یک رکعت می خونیم برای خداحافظی از تاریکی ، جهل ، عذاب ... یک رکعت نماز هم می خونیم برای ورود به روشنایی ، آگاهی ، ... از خدا می خوایم که ما رو از ظلمات به نور هدایت کنه .
جمعه 8 شهریور1387 ساعت: 9:41
توسط:M!na
اگرم هیچ کدوم از این حرفا رو هم قبول نداریم اما کم کمش خدا و کتابشو قبول داریم ، همین آیه برامون کافیه که :
«یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولى الامرمنکم فان تنازعتم فى شىء فردوه الى الله و الرسول ان کنتم تومنون بالله و الیوم الاخر ذلک خیر و احسن تاویلاً» ( سوره ی نسا آیه 59)
«اى افراد با ایمان خدا را اطاعت کنید و پیامبر خدا و صاحبان فرمان از خود را اطاعت نمائید اگر در چیزى نزاع کردید آن را به خدا و پیامبر ارجاع دهید اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید، این براى شما بهتر است و عاقبت و پایان نیکویى دارد».
ما همون طوری نماز می خونیم که حضرت رسول هم خوندند و خدا هم همین رو ازمون خواسته که پیرو آنها باشیم .
جمعه 8 شهریور1387 ساعت: 9:42
توسط:M!na
کامنتام خیلی طولانی شد و احتمالا خسته کننده ، فکر کنم همین قدر کفایت کنه که بفهمیم گوشه گوشه ی نماز پر از درس و حکمته و به همین راحتیا نمی شه با چیز دیگه جایگزینش کرد
جمعه 8 شهریور1387 ساعت: 10:37
توسط:احسان
سلام بلاگت خيلي خوشگله ايول راستي من يه آپ خوشگل دارم اگه خواستي يه سر بزن
شنبه 9 شهریور1387 ساعت: 8:47
توسط:شب پره
سلام ممنون از این بحث این قصه سر دراز دارد من در مقام پاسخ گویی نیستم ولی برای خودم و اقناع خودم درباره این سوالها جواب دارم حالا تا بعد
شنبه 9 شهریور1387 ساعت: 8:52
توسط:شب پره
سلام همینجوری اومدم یه سلامی بدم که رفتم تو ادامه مطلب و ...
شنبه 9 شهریور1387 ساعت: 11:2
توسط:احسان
مينا خانوم سلام ببين جونم هر چيزي واسه خودش نظمي ميخواد مثلا چرا همه مسلمون هاي جهان نماز رو عربي ميخونن خوب اگه به زبون خودشون هم بخونن مشكلي پيش نمياد اما انسجام و نظم دروني نمار از بين ميره تازه اينها فقط پوسته دينه مشگل ما هم اينه كه رو پوشته دين ايستاديم و فكر ميكنيم دين همين 17 ركعت نماز و زوزه گرفتنه نخير به نظر من هركي عاشق خدا باشه ديگه به دين نيازي نداره ممنون از اينكخه بهم سر زدي بازم بياي پيش ما باي
شنبه 9 شهریور1387 ساعت: 13:22
توسط:عرفان
سلام سلام
خوبی گلی ؟
چه خبر ؟ شرمنده کردی تو این مدت
وقت نشده بود جبران کنم
شنبه 9 شهریور1387 ساعت: 13:24
توسط:عرفان
هنوزم عادت بچگیامو دارم
تا می بینم نوشتی مخصوص خودم همرو ول میکنم اون که نباید بخونم می خونم
لینکت درست شد
قالبم که دیدی
مبارکه حاج خانوم ؟
راستی نظری راجب کتک کاری بعد از نماز ندارم
این که دیگه دعوا نداره
شنبه 9 شهریور1387 ساعت: 14:5
توسط:هموطن
سلام هموطن خوب
رو چشام . آماده میکنم کامنت میزنم .
شنبه 9 شهریور1387 ساعت: 15:2
توسط:هادی
سلام با کودکی حسین پناهی(روحش صلوات) عزیز بروزم شاد باشی
شنبه 9 شهریور1387 ساعت: 16:15
توسط:نقطه سر خط
سلام شرمنده که دیر دیر سر می زنم...خوبی ؟برای من دعا کن....
یکشنبه 10 شهریور1387 ساعت: 4:12
توسط:سعید
خداوند در قرآن آورده است : یا ایها الذین امنو اقموا الصلوه و آتو الزکوه
این جمله این معنی رو می ده : نماز به پا دارید و زکات بدهید. از آنجایی که نگفته چه جور نمازی بخوانید من نماز را به طاعت خدا که از دل مومن بلند می شود تشبیه می کنم و به همین دلیل نماز را شامل هر چیزی می دانم که خداوند گفته انجام بدهید. البته نماز خواندن به این ترتیب که رسم هست هم خوب و دوست داشتنیه.. درست مثل اینکه وقتی شما کسی را دوست دارید کارهایی را می کنی که او می پسندد مثلا آن شخص دوست دارد که دروغ نگویی و شما هم نمی گویی ولی بعضی اوقات ستایشش می کنی و شاید بر فرض مثال دستش یا صورتش را می بوسی..
یکشنبه 10 شهریور1387 ساعت: 10:43
توسط:مهری
سلام دوست گلم
به خدامن نمی دونم فلسفه اش چیه ... می ترسم چرت وپرت بگم خودمو
ضایع کنم
یکشنبه 10 شهریور1387 ساعت: 11:6
توسط:خموش
سلام تبریک به خاطر ماه رمضان
یکشنبه 10 شهریور1387 ساعت: 11:12
توسط:خموش
واقعا الان تو فکرم چی کار کردم که تو فکر کردی اینقدر ظالمم که همچین پستی رو واسه تو بذارم؟؟؟؟؟ ازم نپرس اما خدا داره منو حسابی درس میده این روزا راستی چه خوب شد این بازی !آخه منم میخواستم نظر بدم اما فکر کردم نباید تو بحث دو نفره شما دخالت کنم!! من بعدا میام نظر میدم
یکشنبه 10 شهریور1387 ساعت: 14:48
توسط:احمد
سلام جواب همه ي سوال هاتون رو يك جا مي دم: چون كه عبد بايد امر معبودش را تعبدا بپذيرد!
همين حق
یکشنبه 10 شهریور1387 ساعت: 21:12
توسط:احسان
سلام من يه آپ خوشگل دارم حتما سر بزنيد همين حالا!!
دوشنبه 11 شهریور1387 ساعت: 16:3
توسط:سهند
سلام بحث جالبی رو شروع کردید اول باید به جناب سعید خان دو چیزو بگم 1: تبریک . چون خیلی فکورانه یه مطلب نگاه کرده 2: اینکه عزیزه من . شما داری عرفان رو از فلسفه تمیز میدی این اصلا درست نیست چرا؟ چون فلسفه از واقعیات می گه و عرفان هم همینطور فقط راه اثبات فرق میکنه فلسفه شک رو به یقین تبدیل میکنه عرفان شک رو به ایمان ایمان و یقین با هم هم معنی اند و حتی ایمان در درجه بالاتری هست چون مثلا نسبت کسانی که حاضرند به خاطر یقین از جونشون بگذرند از کسانی که به خاطر ایمان این کارو میکنند خیلی کمتره به سمت صفر میل میکنه فلسفه در اثبات خیلی چیز ها عاجزه در صورتی که عرفان به راحتی و با منطق روحانی اون هارو اثبات می کنه
خوب حالا خطاب به مینا خانوم: سلام اولا که ممنون که این بحثو باز کردید و بیشتر ممنون که ادامه دادید 1: در مورد اسلام اروپایی ها که گفتید اون اسلام نیست انسانیته اسلام به معنی تسلیم در برابر خداست اروپایی ها از عالم فقط جهان مادیات رو میبینن و خوب در اون انسانیت رو هم رعایت میکنن ولی در اروپا کمترین توجهی به مسائل معنوی وجود نداره خوب البته به نظر من اون اروپایی از من نوعی مسلمان که لاف معنویات رو میزنم و زیر پوشش عرفان به هزار گند و کثافت دیگه آلوده میشم صد هزار مرتبه بهتره اینجا مسئله . مسئله ی بد و بدتره
دوشنبه 11 شهریور1387 ساعت: 16:4
توسط:سهند
در مورد نماز هم به قول تو نمی خوام کسی رو قانع کنم چون واقعیت امر اینه که ایمان امر خود جوشه به توضیحات افراد مختلف کاری نداره ( البته افراد بی تاثیر هم نیستند ) من چیزی رو میگم که خودم رو قانع کرده قبل از هر چیز من یه خداپرستم پس هر چه خدا گفت قبول دارم چون میدونم درسته و مطمئنم که قرآن حرف خداست و اسلام روش خداپرستی کامل پس نمازم رو طوری میخونم که اسلام گفته حالا بحث به شک میرسه مثلا شک به اصل نماز مگه من به خدا یقین ندارم . مگه به خدا ایمان ندارم . خوب پس باید یه وقتی از زندگیم رو تنها به خدا اختصاص بدم این میتونه در اعمال مختلف باشه . از جمله نماز . دوم . مگه نماز چقدر از زمان من رو میگیره هر چی هم فکر میکنم من هیچ کار بدی توی نماز انجام نمیدم خوب پس اگه واقعا واجبه که من انجام دادم اگر هم واجب نیست اون قدری زیان نکردم چون وقت خیلی کمی از من صرف شده
بعدشم در مورد روش نماز خوندن اگه این جوری نمی خوندیم بالا خره باید یه جوری میخوندیم دیگه پس به اون هم ایراد میگرفتیم که چرا مثلا این جوری به نظر من این مدل نماز خوندن بیشترین حالت احترام رو در بر داره پس این طور میخونم و چون معنی هر چیز رو که میگم و هر کاری رو که می کنم میکنم می دونم پس با اطمینان انجام میدم خیلی ممنون مینا خانوم
دوشنبه 11 شهریور1387 ساعت: 17:0
توسط:داینا
سلام بر مینا گلی
نماز و روزه ها قبول
آخه من موندم تو شیکمو چه طوری قراره روزه بگیری ؟
دوشنبه 11 شهریور1387 ساعت: 17:1
توسط:داینا
بعدم این تائید که گذاشتی الان رو مخمه
خوب نمیشه هی پشت هم شیطنت کرد
میگم 5 شنبه بپیچون توام بیا جمکران
دوشنبه 11 شهریور1387 ساعت: 17:2
توسط:داینا
از این به بعدم به جای اینکه بالای پستات بنویسی مخصوص خودم بنویس مخصوص عرفان
پست که مال منو تو نداره
راستی دعا یادت نره صبحم بهت گفتم بازم دارم میگم
هنوز سه تاش مونده
سه شنبه 12 شهریور1387 ساعت: 10:36
توسط:آمنه
سلام.هميشه جواب دادن به سوال هاي ساده،سخت بوده.اين سوالم از همون سوالاست.توي كتاب ْانسان ْ دكتر شريعتي نوشته بود؛مكتب يا مذهبي كه همه ي حقايق وهمه ي معاني مكتب خودش رابخواهد دركلمات راسته ويك بعدي وروشن ادا كند،اين مذهب ماندني نيست.به دليل مخاطب كه مختص به يك زمان ويك طبقه نيست. نمازم يكي از همون حقايق،كه روشن وواضح بيان نشده.اما من براي اثبات به خودم،كه چرابايد نماز اين طوری بخونم،ازيه چيزي شبيه برهان خلف استفاده كردم.فرض كردم اگه نخوام نماز اين شكلی بخونم،به چه شكل بايد بخونمش.اماهرجوابي كه ميدادم رد شد،يعني خودم ردش كردم.واقعيت اين بود كه به همين دولا و راست شدنای ساده،عادت كرده بودم.اونم عادتي كه برخلاف بيشتر عادتا حاضر به تركش نبودم. كلامشم كه حق بود،تازه ايمانم بهش وقتي بيشتر ميشه كه به معناي كلماتش بيشتر فكر ميكنم.كلامات آسموني كه درقالب حركات زميني بيان ميشه... وكلام آخر،مثل هميشه التماس دعا...
سه شنبه 12 شهریور1387 ساعت: 12:33
توسط:reihane
khob man midonam 2 bar sejde mirim ke sejdeye aval be in dalile yade tavalodemon az adam bioftim va ghodrete khoda ke ma ra khalgh kadr. az sejde ke sar barmidarim dobare be sejde mirim ke yademon biofte rozi dobare be khak barmigardim va margo bazgashi ham vojod dare. roko ham tavazo dar barabare khaleghe bi hamta va azim ast hamd mikhanim chon soreye hamd hameye ghoran ast. hame va hame yadavare niyazmandi ma be khoda va biniyazi khodavand az bandeganash ro yadavar mishe
سه شنبه 12 شهریور1387 ساعت: 13:20
توسط:کابوس
salam bebakhsid kar daram natonestam bekhonam khodet vasam tozih bede che baziee khahare bozorg tar
سه شنبه 12 شهریور1387 ساعت: 14:19
توسط:هموطن
سلام هموطن جان
و اما ...
اگه سلامتی رو اصل و بنیان یک جسم ( فکر ) در نظر بگیریم . نظافت فرع بر اوون اصل هستش و میتونیم طرق مختلفی رو براش متصور بشیم . حالا هر چی این نظافت دقیق . منطقی و با آگاهی و درک بیشتری از موضوع صورت بپذیره نتیجه بهتری خواهد داشت . مهم آگاهی داشتن به موضوع هستش و شیوه عمل در مرتبه بعدی موضوع واقع میشه . لذا من به آگاهی و آگاه بودن بیشتر اهمیت میدم تا شیوه عمل . هر عمل همراه با آگاهی ارزش بیشتری داره تا عمل بدون آگاهی و درک .
ماه مبارک رمضان بر تو و خونواده محترمت مبارک باشه
چهارشنبه 13 شهریور1387 ساعت: 1:28
توسط:بی نقاب
اخ جوون اول شدم
چهارشنبه 13 شهریور1387 ساعت: 13:31
توسط:احسان
سلام جونم ببين من مطلب رمضان رو آپ كردم خوب از آب در اومده حتما يه سر بزن باي
چهارشنبه 13 شهریور1387 ساعت: 23:30
توسط:بی نقاب
سلام مینا جان
اومدم تو این به قول تو بازی شرکت کنم
من زیاد در این مورد فکر نکردم
تعداد رکعت های نمازو اصلش یه چیزه
چیزایی که ما بهش اضافه کردیم یه چیز دیگه
خیلی چیزا هست که خیلیا نمیدونن معنیش چیه ولی انجام میدن
نمیدونم قضیه گربه تو قفس انداختن رو شنیدین یا نه
اوضاع خیلیا اینجوری شده
یه استادی سردرس دید 2 تا گربه باهم دعوامیکنن
و کلی سرو صدا میکنن و تمرکز بچه ها رو به هم می زنن
دستور داد یکی از گربه ها رو بگیرن و بندازن تو قفس
بعد از اون قضیه استاده میمیره ولی هنوز گربه تو قفس میمونه
مدارس دیگه هم همه اینکارو انجام میدن
هر کدوم یه گربه میگیرن میندازن تو قفس بدون اینکه بدونن دلیلش چیه
من نمیگم این حرفایی که میگم تماما درسته
ولی من پیش خودم اینجوری استنباط میکنم
گفتی چرا خانوما اروم و اقایون باید بلند بخونن
خدا تو قران جواب این سوالو داده در مورد زنان
خانوما باید اروم بخونن تا صداشون باعث تحریک
کسانی که در حال نماز هستن نشه
خدا تو قران از زنان میخواد صدای اروم نماز بخونن
تا صداشون باعث تحریک افراد بیمار دل نشه
و مردا بلند بخونن که نشون دهنده این باشه کسی اینجا مشغول نمازه
و تو نماز صبح بلند خوندنش به خاطر اینه که بدون اینکه دیگری رو بیدار کنیم و یا
مجبورش کنیم برای نماز با صدای بلند خوندن اون و متوجه رسیدن وقت نماز میکنیم
بدون اینکه اجباری در کار باشه اون شخص میتونه برای نماز خودشو حاضر کنه
و یه جنبه دیگه اش جنبه تبلیغی اونه
که با بلند خوندن نماز کسایی که دور و برن متوجه میشن
و یه جنبه دیگه اموزشیه
و خیلی از ما از صدای نماز خوندن پدرا مون نماز خوندن رو یاد گرفتیم
حرفا زیاده به همین بسنده میکنم
تو نمازاتون ما رو از دعای خیرتون محروم نکنید
مخصوصا تو این ماه عزیز که ماه خیرو برکته
ارزومند ارزوهای قشنگتونم
تنتون سالم لبتون خندون و دلتون بی کینه
بی نقاب
پنجشنبه 14 شهریور1387 ساعت: 11:53
توسط:سهند
منتظریم ها
بازم از همگی ممنونم
پ . ن : این جواب فهیمه حاج خانومیه منه که برام email کرده بود و من تازه دیدم :
نماز میخوانیم چون به وجود و راز و نیاز با او نیازمندیم .او را میخوانیم چون می دانیم و حس می کنیم که او به حرفهای ما گوش می کند او تنها کسی است که اگر هیچ کس را پیدا نکنی که بتوانی رازت را با او در میان بگذاری او هم چنان به حرفهایت گوش می کند و برایت پاسخ می دهد و دلت سبک می شود.
او برای نماز صدایت می زند و دعوتت میکند اما ما گاهی دیر و گاهی زود جوابش را می دهیم. اما برویم سر اینطور نماز خواندن:
الله اکبر که می گوییم او را صدا میزنیم چون می خواهیم به خانه او قدم بگذاریم حمد و ستایش او را می کنیم و وارد حیاط و درگاه او می شویم و می خواهیم در آنجا در برابر عظمت او و درگاه او به سجده بیفتیم پس باید ابتدا در برابر او رکوع کنیم . و چون او پادشاه جهانیان است باید در برابر او سجده کنیم .
این بود آنچه در ذهن من میگذشت.
نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت
0:26 توسط .!.| |
دم سحری رفتم تو تراس و برای هرکی به ذهنم رسید دعا کردم .
چند روز پیش فهمیدم یکی از دعاهام برآورده شده ، اتفاقا دعا برای کسی بود که دلبستگی چندانی هم بهش نداشتم اما همیشه موقع دعا کردن می یومد تو ذهنم . دعا برای خودم نبود اما به قدری خوشحال شدم که اگه حاجت خودم روا می شد این قدر خوش حال نمی شدم .
حاجت خودم ..... بعضی موقع ها فکر می کنم ، حاجتی تو زندگین نیست که واقعا بی تاب رسیدن بهش باشم . خواسته ای نیست که شب و روز بهش فکر کنم .
چرا ... قبلا بوده . نیازی ، حاجتی که فکر شب و روزم بود ، پایه ثابت دعاهام بود ، از صمیم قلب و با تمام وجود می خواستم بهش برسم ، یه چیز خاص که تمام فکرمو ، وقتمو پر کرده بود اما الان ، جای خالی همچین حاجتی رو بد جوری حس می کنم ...
تا حالا هرچی که از ته دل خواستم بهم داده ...
اما بعضی حاجتها هست که وقتی خیلی روش اصرار کنی و بعدش بفهمی از بیخ و بن اشتباه بود و خدا نشونت بده که چرا حاجتتو برآورده نکرده ................ یه جورایی دل مرده می شی ، دل زده می شی ... دیگه دلت چیزی نمی خواد
همیشه شاکرش بودم که حکمتشو نشونم داده ، اما این دل مردگی فقط غصه ی حاجت داشتنو برام باقی گذاشته .
هرچی فکر می کنم چیزی نیست که مخصوص خودم باشه و تک تک سلولام مشتاق رسیدن بهش باشن یا اگرم هست ، همون دل مردگی بهم می گه یا لایق اون حاجت نیستم یا امکان برآورده شدنش نیست .
نمی دونم حاجت نداشتن خوبه یا بده ؟
نمی دونم تو این سن بده چیزی برای خودت از خدا نخوای یا خوبه ؟
مثل پیرزن پیرمردا که وقتی ازشون می پرسی حاجتتون چیه یا می گن زمین گیر نشیم یا می گن عاقبت به خیر بشیم
حالا که حاجتی ندارم که بخوام ، حالا که دیگه مهم نیست ،
یا از بقیه براش می گم یا از اتفاقایی که تو روز افتاده تعریف می کنم و به خاطر سوتی یای پشت سر همی که دادم شرمندش می شم . اون وقت قبل از این که " قشنگترین رویا " مو به زبون بیارم ، می خوام ازش که لیاقت داشتنشو بهم ده ...
بعد از کلی خنده های یواشکی یه لحظه از خودم می پرسم ،
چندی پیش نوشته ای رو با عنوان " کتک کاری آخر نماز " پست ترنم کردم که گویا مورد توجه واقع شد و تقریبا برای همگی ( چه اون های که خوندن و کامنت گذاشتن ، چه اون های که خوندن و کامنت نذاشتن ، چه اون های که کامل نخوندن و چه اون هایی که ... ) جالب بود .
اما
از اون نوشته جالب تر ، سوال و جواب هایی بود که میان من و نویسنده ی وبلاگ " عاشقانه ها " ( آقا سعید ) رد و بدل شد . اکثرا خوندند خوششون اومد و پیشنهاد کردند که در قالب یک پست به این بحث ادامه بدیم .
اما
بجز یکی دو نفر ، بقیه از ابراز عقیده و طرز فکرشون راجع به سوال هایی که مطرح شده بود ، خودداری کردند ...
شاید اشتباه از من بوده که گذاشتم اون بحث در حد کامنت باقی بمونه ...
اما
با وجود ثبت کامنت های بلند بالا ، فکر می کنم ، نتیجه ی بحث روشن و واضح نیست .
به همین خاطر
تصمیم گرفتم ، همگی رو دعوت به یک بازی کنم !! ( از نوع همون بازی هایی که دوستان وبلاگی راه می اندازند )
سوالی می پرسم ( شاید این سوال قبلا از ذهن شما هم گذشته باشه ) این جوری حداقل مطمئن می شویم بعد از این بحث جواب یک سوال رو کامل دادیم .
چرا نماز رو به این طریق می خونیم ؟؟
( چرا نماز صبح دو رکعت ؟؟ چرا این دولا شو راست شدن ها ؟؟ چرا آقایون بلند بخوانند و خانوما آروم ؟؟ چرا دو بار سجده ؟؟ چرا ... چرا ... چرا ....... )
کسانی که نماز می خونند ، به همین شیوه ؛ دلایلی رو بنویسند که خودشونو قانع کرده ، هر چه که تو ذهنشون هست رو بنویسند ، فکر نکنم لازم باشه تلاش کنیم دیگری رو قانع کنیم . اگه اون چیزی رو که تو دلمونه ، تو فکرمونه بنویسیم بهتره .
کسانی هم که نماز نمی خونند ، یا به این طریق و شیوه نمی خونند ، دلیلشونو بنویسند .
از همگی تون به خاطر اینکه صبوری کردید و تا این جا همراهم بودید ممنونم .
خوشحال می شم جواب تک تک تونو بخونم ،
بازم ممنونم .
پ . ن 1 : جواب خودم رو ثبت موقت کردم ، جواب شما رو هم خواهم کرد . چند روز دیگه در قالب یه پست جدید ، می تونید همشو بخونید .
پ . ن 2 : کامنت هایی که صحبتش شد رو در " ادامه مطلب " گذاشتم تا اگر خواستید نگاهی بهشون بندازید . ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه هشتم شهریور 1387ساعت
9:26 توسط .!.| |